اخبار

نشست علمی بازماندگی از تحصیل کودکان

نشست علمی بازماندگی از تحصیل کودکان
آموزش یکی از ارکان تو.سعه است و نظام آموزشی گذرگاه دستیابی به این هدف است. آموزش منجر به افزایش تولید و بهره وری، استفاده بهینه از منابع، تحکیم روابط اجتماعی و ... خواهد شد. از سال ۲۰۰۰ میلادی که کنفرانس جهانی آموزش برگزار شد، کشور ایران هم با تشکیل "کمیته آموزش برای همه" در وزارت آموزش و پرورش این موضوع را در جهت حرکت به سوی اهداف ۶ گانه ی آموزش برای همه پیگیری کرد.

گزارش نشست علمی بازماندگی از تحصیل کودکان در ایران

اول خرداد ماه ۱۳۹۶

 دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

گزارش: آناهیتا نظامی ، کارگروه آموزش 

 


سخنرانان:

دکتر احمد میدری معاون رفاه اجتماعی وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی

دکتر گلناز مهران عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا

دکتر رضوان حکیم زاده معاون ابتدایی وزارت آموزش و پرورش

مهندس علی زرافشان معاون متوسطه وزارت آموزش و پرورش

دکتر مریم صداقت عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی

دکتر مریم صداقت: آموزش یکی از ارکان تو.سعه است و نظام آموزشی گذرگاه دستیابی به این هدف است. آموزش منجر به افزایش تولید و بهره وری، استفاده بهینه از منابع، تحکیم روابط اجتماعی و ... خواهد شد. از سال ۲۰۰۰ میلادی که کنفرانس جهانی آموزش برگزار شد، کشور ایران هم با تشکیل "کمیته آموزش برای همه" در وزارت آموزش و پرورش این موضوع را در جهت حرکت به سوی اهداف ۶ گانه ی آموزش برای همه پیگیری کرد.
مسئله ی توسعه ی آموزش کمی و کیفی از توان یک دستگاه خارج است و در دولت یازدهم بحث همکاری بین وزارت رفاه اجتماعی و وزارت آموزش و پرورش مطرح شد. در این راستا وزارت رفاه اجتماعی برای یافتن دلایل بازماندگی از تحصیل کودکان در ایران مطالعاتی را انجام داده است.
دکتر احمد میدری: دکتر میدری گزارشی از اقداماتی که تقریباً در ۹ماهه ی اخیر انجام شده بود، بیان کردند. مقدمتاً اینکه یکی از اهداف تشکیل وزارت رفاه، بحث رصد فقر و شناسایی اقشار کم درآمد است و در آئین نامه ی "چتر ایمنی"، وزارت رفاه وظیفه ای به عهده گرفت که سالانه انواع فقر را به روش های مختلف اندازه گیری کند و گزارشی از انواع فقر را به دولت اعلام کند. در همین راستا بحث فقر آموزشی و بازماندگی از تحصیل کودکان مطرح شد.
نطفه ی اصلی تشخیص در بحث کودکان بازمانده از تحصیل، شناسایی کودکانی است که به مدرسه نمی روند که خود اقدامی پیشگیرانه در جهت برنامه ریزی کودکان کار است. در سال۹۳(دولت اصلاحات) بحثی مطرح شد با عنوان اینکه برای کودکان بازمانده از تحصیل چه کنیم؟ و شورایی در این زمینه تشکیل شد. در بازدید دکتر میدری از استان های مختلف ایران مشخص شد که شناسایی کودکان بازمانده از تحصیل با پیچیدگی های متعددی روبروست. شورای تشکیل شده در وزارت رفاه با بودجه محدود (۲ تا ۳ میلیارد تومان) که در این زمینه در اختیار داشت و با همکاری بهزیستی و با کمک مو سسات خیریه، آغاز به تلاش برای شناسایی کودکان بازمانده از تحصیل و بازگرداندن آنان به مدرسه کرد، که در این راستا نیز با مشکلات عدیده ای روبرو شد.
در شهریور ماه سال ۹۵ با مشارکت آموزش و پرورش، نرم افزاری بنام "مشق ما" طراحی و اطلاعات کودکان بازمانده از تحصیل از طریق کد ملی و اطلاعات تماس در نرم افزار موجود درج شد (اکثر شماره تماس ها در روند ثبت نام این افراد برای یارانه ها ثبت شد). اما در فرآیند مطالعه، پژوهشگران متوجه شدند که شماره تماس ها اغلب مربوط به کافی نت هایی است که افراد برای ثبت نام به آنجا مراجعه کرده اند و اطلاعات چندانی در اختیار آنها قرار نمی دهد. این موضوع به وزیر ارتباطات وقت گزارش داده شد و پس از ۶ ماه تلاش (به دلیل عدم همکاری و ملاحظات امنیتی) همکاری هایی انجام پذیرفت. از۱۲۵
هزار نفر کودک بازمانده از تحصیل که آموزش و پرورش از طریق انطباق کدها بدست آورده بود، ۹۵ هزار شماره تماس جدید بدست آمد. با ۹۵ هزار نفر تماس حاصل شد که در سایت "مشق ما" ثبت شد.

از این تعداد، ۳۵ هزار نفر تحت پوشش بهزیستی هستند و در این راستا پس از آموزش نحوه ی استفاده از سایت "مشق ما" به بهزیستی، شماره تماس ها به تفکیک استان در اختیار بهزیستی به منظور پیگیری های بیشتر قرار داده شد، که تا کنون گزارشی در این زمینه دریافت نشده است. ۵۵ هزار تماس هم حاصل شد، که در این میان ۱۴ هزار نفر مایل به همکاری نبودند. ۱۰ هزار نیز نفر بیان کردند که کودکان آنها به مدرسه می روند و احتمال اشتباه و عدم بروزرسانی اطلاعات در این زمینه وجود دارد.
در انتها با ۲۴هزار نفری که تماس صورت گرفت، علل بازماندگی از تحصیل به شرح زیر عنوان شد : معلولیت، فقر، حضور در خارج از کشور، مسافت زیاد تا مدرسه، فوت کودک و عدم گزارش فوت، عدم علاقه ی کودک برای رفتن به مدرسه، سایر(بحث دو زبانه بودن، زندگی عشایری، اعتیاد سرپرست خانوار و ...).
در نهایت دکتر میدری بیان داشتند که در حوزه ی شناسایی کودکان بازمانده از تحصیل مشکل در سطح ملی وجود دارد و بخصوص زمانی که جابجایی صورت می گیرد، کد پستی افراد تغییر نمی کند که در فرآیند شناسایی خللی جدی وارد می سازد. از اسفند ۹۵ مطالعه توسط وزارت رفاه در این راستا به صورت میدانی (مشاهده و ...) در استان های سیستان و بلوچستان، خوزستان، تهران، آذربایجان غربی و کرمان با کمک مؤسسات خیریه و نظارت بهزیستی بر اساس تفاهم نامه ای مبنی بر اینکه بازماندگان از تحصیل در مدرسه ثبت نام کنند و در پایان سال تحصیلی کارنامه داشته باشند، انجام پذیرفت.
دکتر گلناز مهران: دکتر مهران در اوایل دهه ی ۷۰ در رابطه با کودکان بازمانده از تحصیل (به خصوص دختران) تحقیقی انجام داده اند که شرح مختصری از آن را به بیان داشتند. در اوایل دهه۷۰ ، زمانی که دکتر نجفی وزیر آموزش و پرورش بودند و یونیسف بعد از سالها کار خود را در ایران شروع کرده بود، طرحی را عنوان کرد بنام "چرا دختران مدرسه نمی روند؟". وزارت آموزش و پرورش از طرح استقبال کرد و در چند استان به صورت پایلوت (که تبعیض جنسیتی بین دختر و پسر زیاد بود) فعالیت تحقیقی و مطالعه آغاز شد.
طرح بر اساس رویکرد کیفی و در ۳ مرحله به پیش رفت. در مرحله ی اول، تیم مطالعاتی وارد استان های پایلوت شده و به همه ی روستاهای کردستان، کهکیلویه و هرمزگان که بازماندگی از تحصیل دختران در آن بیشتر بود، سفر کردند و در این مدت شناسایی افرادی صورت گرفت که بتوانند اطلاعاتی در راستای طرح مذکور در اختیار تیم مطالعاتی قرار دهند.
در مرحله ی دوم، بحث مثلث سازی صورت گرفت (کودک، پدر و مادر، معلم و مدیر ). مصاحبه های عمیق با خودِ کودک، پدر و مادر، معلم و مدیر در راستای شناسایی علل بازماندگی از تحصیل کودکان صورت پذیرفت.
در مرحله ی سوم، دو دسته از عوامل (عوامل درون مساله، عوامل بیرون مساله) شناسایی شدند.

عوامل درون مساله عبارتند از : وجود مدارس مختلط (به خصوص در هرمزگان با وجود بلوغ زودرس)، وجود معلم مردی که ناشناخته و غریبه بود، عدم آموزش صحیح معلم و بدرفتاری کردن معلم با کودکان (معلم چنان گرفتار مسائل زندگی خودش بود که اگر دختر در کلاس موفق نبود، وی را تحقیر می کرد)، دو زبانه بودن و عشایر بودن کودکان (آموزش و پرورش از کودکان می خواهد که هویت شان را خارج از مدرسه بگذارند و سپس وارد مدرسه شوند)، عدم وجود معلم بومی و تعویض دائمی معلمان در مدارس عشایری (در فصل قشلاق معلم همراهی نمی کرد). در مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا هم مشابه همین نتایج حاصل شد. عوامل بیرون از مسئله عبارتند از: عوامل اقتصادی (دختر باید در خانه به مادر کمک کند تا امور خانه بچرخد، که این مسئله هم اکنون در پسرها بیشتر دیده می شود و تا حدودی ریشه ی فرهنگی نیز دارد)، عوامل فرهنگی (مسافت دور است و خانواده ها، دخترها را به جای دور نمی فرستند، در حالیکه دخترها مسافت های دور را برای آوردن آب یا چرای دام طی می کردند و در مطالعات لایه به لایه مشخص شد که مسافت مسئله ی اصلی نیست و خانواده ها طی مصاحبه های عمیق بیان کردند که مدرسه رفتن اهمیتی ندارد که به خاطر آن مسافت طولانی پیموده شود  تاریکی  عدم دیدگاه مناسب معلم ها به روستاییان و عشایر و عدم احترام قایل شدن برای آنها).
دکتر رضوان حکیم زاده: دکتر حکیم زاده بیان کردند که در معاونت ابتدایی، حق آموزش بدون تبعیض نژادی، قومی و مذهبی، یک شعار مهم است و اینکه عدالت در فرصت های یادگیری و یاددهی مهم است و نه حتی عدالت در آموزش. وزارت آموزش و پرورش با وزارت کار و رفاه، تفاهم نامه ای برای حل مشکل کودکان بازمانده از تحصیل، تدوین کرده اند و سعی کرده اند که ابهام در تعریف کودکان کار (که کمک خانواده می کنند) و کودکان خیابان (که خانواده ندارند) را برطرف سازند. در راستای بهبود وضعیت کودکان بازمانده از تحصیل، وزارت آموزش و پرورش سعی در اختصاص بودجه ای برای مقطع پیش دبستانی در مناطق محروم و دوزبانه دارد، به منظور آموزش زبان معیار (فارسی) در بین کودکان دو زبانه ی مناطق محروم.
مهندس علی زرافشان: دکتر زرافشان بیان کردند که در جهت رفع مشکل کودکان بازمانده از تحصیل، آموزش های جایگزین مطرح شده است، که عبارتند از: توسعه ی مدارس شبانه روزی (برای مکان هایی که امکان تاسیس مدرسه نیست)، روستا مرکزی (با استفاده از سرویس)، آموزش از راه دور، آموزش بزرگسالان (دانش آموزانی که در دوره ی اول متوسطه ترک تحصیل می کنند به آموزش دسترسی یابند)، داوطلبان آزاد (اگر فردی هیچ کدام از راه های بالا را نتوانست استفاده کند، فقط در امتحانات شرکت کند).
در این راستا، شورایی در آموزش و پرورش تشکیل شده است، بنام "شورای مناطق محروم" که تمام نهادهای حمایتی، از جمله بهزیستی و ... عضو این شورا هستند تا در جهت کمک به کودکان بازمانده از تحصیل، هم افزایی صورت گیرد.مهندس زرافشان پیشنهاد دادند که بهتر است در جهت حل معضل کودکان بازمانده از تحصیل، هم افزایی و مشارکت بین نهادهای مختلف در "کمیته مناطق محروم" صورت بگیرد.
دکتر مریم صداقت: دکتر صداقت بیان کردند که مهم ترین مسئله این است که فاصله ی بین کار پژوهشی و کار اجرایی در بحث بازماندگی از تحصیل و آموزش و پرورش خیلی زیاد است و در این خصوص پژوهشی انجام شد مبنی بر اینکه باید برای هر استانی مدل خودش تجویز شود و از یک مدل کلی و عام برای همه ی استان ها استفاده نشود.
دکتر صداقت بر۳ نکته ی مهم تاکید کردند:

  1.  آموزش مقطع پیش دبستان به خصوص برای کودکان دوزبانه بسیار مهم است
  2.  عدم وجود ارزیابی سیاست در روند فعالیت ها.
  3. تاکید بر استفاده از ظرفیت های غیردولتی (به خصوص سمن ها) در راستای حل معضل کودکان بازمانده از تحصیل. 

دکتر حیدری:دکتر حیدری بیان کردند که برای حل معضل کودکان بازمانده از تحصیل، نگاه چنددستگاهی و بین رشته ای در ۴ سطح لازم است.

  1.  سطح مدیریت و سیاست گذاری: نیاز به کارهای فرادستگاهی، بحث مطالعات تطبیقی و سنجش های دوره ای، و رصد ارزیابی، وجود هماهنگی سیاستی در سطح هر دستگاه، یکپارچگی اطلاعات و ساماندهی نظام اداری.
  2.  شناسایی کودکان بازمانده از تحصیل، شناسایی علل و عوامل.
  3.  شیوه ی مداخله مهم است.
  4.  بحث های زیرساختی و ساماندهی زیرساخت ها.

۱ خرداد ۱۳۹۶ ۲۲:۴۱
تعداد بازدید : ۱,۶۵۳

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

تماس با ما

آدرس : تهـران .هفت تیر، کریمخان، نرسیده به ایرانشهر، بین کوچه حسینی و عسجدی، پلاک 73 واحد 5، انجمن حامی
تلفن : 88344256  21 98 +
فکس: 88344256  21 98 +
پست الکترونیک : info@hamiassociation.org